فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

گوگلیزه

 
۸
بالا
۳
پایین
نت یعنی گوگل و گوگل یعنی نت ، چو گوگل مباشد تن من مباد هم میشه گفت. به عبارتی به شدت دچار گوگل و امکاناتش شدن و تحسین کردن گوگل
١. گوگلیزه شدم در حد چی ، موب و تب همه اندرویدی و مرورگر هم فقط کروم
٢. گوگلیزه شی راحت همه امکانات دمه دسته
واژه های مرتبط: گوگل کروم نت اینترنت
۱۹ آذر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!