فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لکاته

 
۴
بالا
۰
پایین
زن بی حیا و هرزه.
در یک نمونه ی مشهور راوی بوف کور زنش را به نام اصلی نمی‌خواند بلکه از او با عنوان لکاته یاد می‌کند
واژه های مرتبط: هرزه سلیطه
نویسنده: کروم
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
لکاته

 
۵
بالا
۹
پایین
چیز دربه داغون و قراضه
این ماشین خیلی لکاته است
واژه های مرتبط: قراضه معیوب
نویسنده: ایراندخت
۱۲ آذر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!