فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تفاله

 
۵
بالا
۰
پایین
وجه تسمیه تفاله همان تاپاله است. به معنی پس مانده، کف و چیز زاید است
و در زبانهای دیگر هم واژه مشابه دارد. مثلا در انگلیسی به طبقه وازده اجتماع (scum) اتلاق میشود.
بعد از استفاده از قوری و چای، تفاله و ته مانده چای رو دور میریزند.
واژه های مرتبط: انگل
نویسنده: ozan_javad
۱۲ آذر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!