فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مشدی

 
۶
بالا
۲
پایین
فردی که به زیارت مشهد رفته باشد و با کلمه ی مشتی و مش هم مترادف است ولی در اصل به انسانی لوتی و با مرام و محاسن سپید گفته می شود
مشدی حسین = مَش حسین
واژه های مرتبط: مشتی مش
نویسنده: مشتی
۹ آذر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!