فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تگری زدن

واژه روز در۳ دی ۱۳۹۲

 
۴۶
بالا
۶
پایین
بالا آوردن در پی مصرف زیاد و نا همگون مشروبات الکلی
هفته پیش رفته بودم دیسکو کلی‌ مشروب خوردم اونم بصورت کیلویی و قاطی‌ پا تی‌، چشمت روز بد نبینه شب ش که رفتم خونه تا صبح تو توالت بودم و گلاب بروت تگری میزدم....
واژه های مرتبط: شکوفه زدن
نویسنده: ستاره
۲۰ آبان ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!