فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تلپ شدن

 
۲۷
بالا
۰
پایین
کنگر خوردن و لنگر انداختن در جایی را گویند به صورتی که میزبان از بودن فرد در آن مکان ناراضی باشد.
۱. خواستیم بریم سیزده بدر این اصغر اومد تلپ شد خونمون ما رو از صفاکردن انداخت !!
۲. بریم تلپ شیم خونه صغری شون الآن کریس آنجل داره !!
۳. من حوصله ندارم ، اگه خواستن تلپ بشن میدونم باهاشون چیکار کنم !!
واژه های مرتبط: چال شدن آویزون چتر شدن
نویسنده: GH
۱۹ آبان ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!