فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پا دادن

 
۳۲
بالا
۳
پایین
قبول کردن درخواست طرف مقابل را گویند.
۱. کلی واسه دختره بوق زدم ولی طرف پا بده نبود که نبود !
۲. اگه پا بده میبرمش آلاسکا !!
۳. ببینم اون دخی که کلی دنبالش میرفتی بالاخره بهت پا نداد ؟
واژه های مرتبط: پایه بودن
نویسنده: GH
۱۹ آبان ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!