فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پدر

 
۲۶
بالا
۳
پایین
پدر همون کسی هست که لرزش دستش
دیگه چیزی از چای تو استکان باقی نگذاشته
ولی وقتی بهت میگه به من تکیه کن
تو انگار کوه رو پشتت داری
به سلامتی همه پدرا !
واژه های مرتبط: مادر
نویسنده: Meh Ran
۱۹ آبان ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!