فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مُل
محل رواج: اصفهان

 
۱۲
بالا
۱
پایین
گهگاهی به معنای دوست از جنس مخالف می آید، یعنی دوست پسر یک دختر ، یا دوست دختر یک پسر
1- بیژن با ملش رفتن رستوران.
2- آناهیتا با ملش رفتن پارک.
واژه های مرتبط: دوست دختر دوست پسر
نویسنده: باراواک
۱۷ آبان ۱۳۹۰
مُل

 
۵
بالا
۰
پایین
شربت . شراب
روزی که در جام شفق مل کرد خورشید
بر خشک چوب نیزه ها گل کرد خورشید
شعر استاد علی معلم
واژه های مرتبط: شربت
نویسنده: عباس یزدی
۲۶ اسفند ۱۳۹۲
مُل
محل رواج: یزد

 
۸
بالا
۴
پایین
کلمه است به لهجه یزدی به معنای گردن ...
چقه مُل تو دراز هست یعنی چقدر گردن تو دراز هست
۱۷ آبان ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!