فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پاستوریزه
محل رواج: تهران

 
۱۸
بالا
۳
پایین
به کسی‌ اطلاق می‌شه که خیلی آدم مثبتی و دنبال شیطونی و کارهای ریسکی‌ نیست و زندگیش رو یه روال ثابت است.
به شیدا گفتم بیا بریم غلیون بکشیم .. یه جوری منو نگاه کرد که گفتم این الان سکته می‌کنه.. عجب این دختر پاستوریزه است..
واژه های مرتبط: بچه مثبت
نویسنده: ستاره
۱۶ آبان ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!