فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خِرِفت

 
۹
بالا
۰
پایین
به کسی میگن که فهم و شعورش در حدّ گوسفند باشه (اغراق)
یكی: گفتی دو دو تا چند تا میشه؟
من: عجب خرفتیه...؟! چند بار بگم میشه چهار...؟!
واژه های مرتبط: نفهم
نویسنده: کرمونی
۱۰ آبان ۱۳۹۰
خِرِفت

 
۵
بالا
۰
پایین
چون این واژه از یک واژه عربی که به معنای پاییز است گرفته شده و در زبان عربی هم به شخص پیری که شعور خود را در اثر پیری از دست داده (مخرف)میگویند،بنابراین میتوان گفت که واژه خرفت در فارسی هم به معنای انسان پیر بی شعور باشد.
ببین این پیر مرد خرفت باز با خودش چیکار کرده.
واژه های مرتبط: بیشعور
نویسنده: حمزه
۲۹ بهمن ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!