فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شیتیل

 
۳۸
بالا
۱
پایین
در قدیم اصطلاح دریافت شیتیل در مواقعی به کار میرفت که خواهنده هیچ چیز نمیتوانست به ازای کاری دریافت کند از طرف مقابل خود میخواست. و امروزه در فارسی شهری معنای همان پول است .
۱. اگه جنس خوب میخوای شیتیل ها رو رد کن بیاد ....
۲. بابتش چندتا شیتیل میدی اگه واست اون کارو بکنم ؟
واژه های مرتبط: خشکه حساب کردن
نویسنده: GH
۳ آبان ۱۳۹۰
شیتیل

 
۱۸
بالا
۳
پایین
دست خوش- پاداشی که در ازای خدمتی بخشیده می شود.
همه اثاثیه رو تا قبل از ظهر ببریم، یه شیتیل مشتی پیش سید داریم
واژه های مرتبط: انعام
نویسنده: چشم سفید
۲۴ فروردین ۱۳۹۱
شیتیل

 
۸
بالا
۱۹
پایین
شیتیل در واقع همون دور کسی رو خط کشیدن - کنار گذاشتن کسی است
مثلا : علی : رضا امرو بپیچیم بیرون
رضا : دور مارو شیتیل بکش
واژه های مرتبط: شیتیل
نویسنده: shift
۲۷ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!