فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ترکمون

 
۱۳
بالا
۴
پایین
صفت یا فعلی است که برای توصیف موقعیتی پیچیده و دردسرساز، اتفاقی ناخوشایند و یا چیزی به درد نخور و بی کیفیت به کار می رود. در جاهایی که این واژه به عنوان فعل به کار می رود، به شکل "ترکمون زدن" استفاده می شود که گاهاً به صورت کوتاه شده ی "تر زدن" هم کاربرد دارد.
کاربرد به عنوان صفت:
- این ماشین جدیدا رو دیدی؟ خیلی خوشگلن!
- اینا!؟ موتورشون ترکمونه!!
کاربرد به عنوان فعل:
- امتحان رو چی کار کردی؟
- ترکمون زدم!(تر زدم!) پنج هم نمیشم.
واژه های مرتبط: مزخرف گند زدن
نویسنده: مهیاروو
۲۹ مهر ۱۳۹۰
ترکمون

 
۲
بالا
۲
پایین
زاییدن، پس انداختن
مثالهای خودتان را دوباره مرور بفرمایید.
واژه های مرتبط: پس‌انداختن توله کردن
۱۵ آبان ۱۳۹۳
ترکمون

 
۲
بالا
۳
پایین
شاید به معنی مردن و سقط شدن نیز باشد.
در داستان کوتاه گور کن ها ازمجموعه روز اول قبر نوشته صادق چوبک:
"آخه تو کی می خای ترکمون بزنی؟ چرا نمی گی تولت مال کیه تا فکری برایت بکنیم."
همان جا:
"مثه اینکه خیال ترکمون زدن نداره. خیلی وخته همین جوری شکمش تو دست و پاشه."
همان جا:
"برکت کارم رفته. خرم داره سقط میشه. پس اینا برای چیه؟ فردا که ترکمون زد میشن دوتا. اون یکی خرمم ناخوش میشه".
واژه های مرتبط: مردن سقط شدن
نویسنده: منصور
۱۸ مرداد ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!