فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مغزم پشم درآورد

واژه روز در۱ آبان ۱۳۹۰

 
۶۳
بالا
۱۳
پایین
تعجب كردن خیلی زیاد! شك شدن! هنگام دیدن چیزی كاملا غیر عادی!
مثل ریختن پشم ها فقط مغزم پشم درآورد هنگام ترس استفاده نمیشود
در صورت دیدن استاد دانشگاهتون به همراه دوست دخترشان/پسرشان در مهمونی آخر هفته مغز شما پشم در خواهد آورد!
واژه های مرتبط: پشمام ريخت
نویسنده: DSH
۲۹ مهر ۱۳۹۰
مغزم پشم درآورد

 
۷
بالا
۸
پایین
معنیش از مثال پایین مشخصه دیگه!
دیشب سر کوچه ی ممد اینا بودم یه صدای مهیبی اومد، بر گشتم یهو چشمم به جمال یه دافی روشن شد که دستی کشیده بود تو اون شلوغی، مغزم پشم در آورد
واژه های مرتبط: پشمام فر خورد
نویسنده: امینیما
۱ آبان ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!