فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مصیبت
محل رواج: خوزستان

 
۱۰
بالا
۳
پایین
1 : کسی که باعث دردسر باشد.
2 : برای نشان دادن خوشحالی از دیدن کسی.
3 : برای نشان دادن تعجب از دیدن کسی
1 : _ سه ( ببین) ، بازم این ممد سیاه اومد ؟
ـ وجدانا ؟! خدا رو کولش..این مصیبت از کجا افتاد رو سرمون ؟
2 : _سلام کاااااا ! چطوری ؟
ـ وولک سلاااااااااااااااااااااااااااااام ، مصیبت تو هم اینجایی ؟! کجا بودی این همه وقت په آسمون ؟
3 : _ مصیبت !!!! تو هم مگه مغزت به ایی چیزا میرسه که اومدی ؟
واژه های مرتبط: کا کوکا
نویسنده: نیما
۲۹ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!