فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شَتَل
محل رواج: تهران

واژه روز در۲۸ مهر ۱۳۹۰

 
۳۳
بالا
۱۹
پایین
اسم : نوعی کلکل یا کرکری به معنی‌ ضعیف و مبتدی و اسکل
فعل : شکست دادن محقرانه
۱- شتل‌ها رو ببین یه گٔل نمیتونن بزنن
۲- بشین یه دست تخته شتلت کنم
واژه های مرتبط: اسکل ضعیف حقیر
نویسنده: Dr. P
۲۵ مهر ۱۳۹۰
شَتَل
محل رواج: زابل

 
۸
بالا
۰
پایین
شتل به ضربه پا گفته می شود به معنی لگد زدن و بیشتر به معنی لگد زدن به باسن اطلاق می گردد.
تو را یك شتلی بزنم كه نفهمی از كجا خوردی كته كله
واژه های مرتبط: لقت پس كونكي
نویسنده: سپهر
۲۶ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!