فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کتلت شدن

 
۱۹
بالا
۵
پایین
کنایه از فشار شدید آمدن به کسی برای انجام کاری یا به خاطر انجام کاری. مترادف "دهن سرویس شدن" یا دهن صاف شدن". به فنا رفتن.
کنایه از اینکه کسی از هر دو سمت به شما جهت انجام کاری (یا به دلیل انجام کاری) تعرض فیزیکی کند دقیقا به مانند کتلت که هر دو طرفش سرخ می شود.
در گذشته بین لات ها اصطلاحی جنسی بوده است اما امروز بیشتر به معنای شدیدا "دهن سرویس" شدن به کار می رود.
۱- "نبودی ببینی...فقط یه بوق زدیما، طرف ول کن نبود کتلتمون کرد"
۲- "حالا کی می خواد این خبرو به ممّد بده؟ واویلا..کتلت شدیم رفت"
نویسنده: mamali
۲۰ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!