فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پنج زدن

 
۱۳
بالا
۵
پایین
مخفف پنج کار کردن. رجوع شود به پنج کار کردن. معمولا در معنا برای "مخ" و فکر افراد به کار میرود.
" این یارو حسن که سر کوچه میشینه خیلی پنج می زنه ها"
واژه های مرتبط: پنج کار کردن
نویسنده: A Friend
۲۰ مهر ۱۳۹۰
پنج زدن

 
۲
بالا
۲
پایین
پنج5 كار كردن= سه3 كار كردن
موتورهای شش سیلندر كه یك سیلندر ان از كار افتاده باشه میشه 5 سیلندر همانند موتورهای چهار سیلندر كه وقتی یكی از انها از كار بیفته میشه سه سیلند" جمله 5 كار كردن یا فلانی سه كرد دقیقا یعنی "میزون كار نمیكنه تك كار میكنه..
واژه های مرتبط: .
نویسنده: يزدان
۲۷ آبان ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!