فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پنج کار کردن

 
۱۴
بالا
۵
پایین
ضایع تر از "سه" (رجوع شود به سه شدن) . کسی که مغزش یا خودش خیلی نامتعارف کار میکند تا حدی که از سه شدن می گذرد و همیشه (نه بر حسب اتفاق) سه میشود. بعضی اوقات به "پنج زدن" خلاصه می شود. معمولا برا "مخ" و فکر شخص به کار میرود. کسی که کلا "تعطیل" رفتار می کند (رجوع شود به "تعطیل")
۱- "بابا یارو مخش پنج کار میکنه!"
۲- "تو هم مخت پنج می زنه ها!"
نویسنده: A Friend
۲۰ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!