فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ماس ماسک

 
۳۶
بالا
۰
پایین
کاربرد اصلی: برای نامیدن هر شیئی که نام خاصی ندارد و یا شخص نام آن را نمی داند. چیزی است که معمولا کوچک است و برای هدف خاصی در یک شیئی دیگر یا یک مجموعه بکار رفته باشد. برخی اوقات برای نامیدن یک تکمه کوچک یا شاسی در یک ابزار استفاده می شود. گاها به عنوان جزء زائد از یک مجموعه
کاربرد فرعی: برای صدا کردن آدم مزاحم یا موذی که همیشه توی دست و پاست بکار می رود
۱- "اگر می خوای عکسی کی می گیری مات نیافته وقتی اون ماس ماسک بالای دوربین رو فشار میدی چند ثانیه نگهش دار"
۲- "ممد این ماس ماسک رو فشار بده و نگه دار تا من بتونم پیچو سفت کنم"
۳- "برو کنار بینم ماس ماسک"
واژه های مرتبط: بیل بیلک زیگیل
نویسنده: A Friend
۲۰ مهر ۱۳۹۰
ماس ماسک

 
۳
بالا
۱
پایین
وقتی کسی به هر دلیلی نمی تواند تعریف خوبی از یک وسیله (شئ) انجام دهد و یا وقتی نام ان را نمیداند از این واژه استفاده میکند
دیده شده که گاهی جای ماس ماسک از بیل بیلک نیز استفاده شده، دقیقا با همان معنی و کاربرد
مثلا : اون ماس ماسک رو بده به من/یعنی اون وسیله (هر چیزی که مد نظر است) رو بده به من
واژه های مرتبط: بیل بیلک
نویسنده: علیرسا
۲۳ تیر ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!