فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شکوفه

واژه روز در۲۰ آبان ۱۳۹۰

 
۷۹
بالا
۱۳
پایین
بالا آوردن، معمولا در پی مصرف زیاد و یا نا همگون مشروبات الکلی.
۱- بردیا امشب هم شکوفه زد دوباره.
۲-محسن زیاد نخور، آخرش شکوفه میزنی می افتی رو دستمونا.
۳- می خوام امشب برم تو کار عرق و شکوفه!
واژه های مرتبط: الکل بالا آوردن
نویسنده: A Friend
۲۰ مهر ۱۳۹۰
شکوفه

 
۶
بالا
۲
پایین
رنگی کردن محیط ازفرط زیاد خوردن
مرتیکه بی جنبه انقد خوردخورد تا شكوفه زد آبرومونو برد
واژه های مرتبط: تگری زدن
نویسنده: امیرووو
۱۳ بهمن ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!