فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کرت

 
۱۰
بالا
۶
پایین
عن. معمولن زمینهای زراعی را توسط کرت به قسمتهای جدا از هم تقسیم می کنند که این بخش ها هر کدام به نوعی در حکم راه آب برای محصولات زراعی می باشند. زمانی که آب با سرعت از داخل این کرت ها عبور می کند معمولن گل و لای همراه با آب صحنه ای شبیه ریدن به وجود می آورد.
- من برم یه کرت خالی کنم و بیام
---------------------------------------
- چرا انقد لفتش دادی؟
+ هیچی بابا رفتم اشک بریزم یهو کرتم در رفت
واژه های مرتبط: اشک ریختن
نویسنده: رَمو
۱۸ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!