فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تیلیت

واژه روز در۳ دی ۱۳۹۰

 
۴۸
بالا
۳۵
پایین
واژه ی به روز شده ی کلمه کلید است و معنای همان کلید کردن یعنی گیر دادن بیجا و بی مورد در خصوص کاری
۱. اینقدر تیلیت نکن رو مخم .... اعصابمو دیگه داری خورد میکنی هااااا
۲. چیه تیلیت کردی به این گوشیت همش داری باهاش ور میری !!!
واژه های مرتبط: کِرم ریختن
نویسنده: GH
۱۵ مهر ۱۳۹۰
تیلیت

 
۱۵
بالا
۴
پایین
به معنای کسی را با حرف زدن به انجام کاری راضی کردن. کسی را عصبانی کردن، اعصاب کسی را به هم ریختن، حال عادی کسی را بهم زدن، روزگارش را خراب کردن
۱. "یارو اومد اینقدر حرف زد که مخ مارو تیلیت کرد ورفت"
۲. "طرف فقط بلده مخ مارو تیلیت کنه."
۳. " از وقتی که مخ مارو تیلیت کرده دیگه ازش خوشم نمیاد."
۴. " نمیدونم چکارکرد که مخ مارو تیلیت کرد و امضای مارو گرفت."
نویسنده: انوش
۸ دی ۱۳۹۰
تیلیت

 
۳
بالا
۱۰
پایین
ترید کردن = تریت کردن = تلیت کردن = شکستن نان را در طعام

مخ زنی = تلیت کردن مخ = عوض کردن رای دیگران با حرف زدن

این واژه امروزه به شکل تلیت کردن مورد استفاده قرار می گیرد که در قدیم به ریز کردن نان و ریختن آن در آبگوشت یا اشکنه می گفته اند هنوز هم زنان و مردان پیرو کودکانی که دندان ندارند از این روش کم وبیش برای غذا خوردن استفاده می کنند

اما بیشتر در تداول عامیانه و زبان کوچه و بازار برای کسانی که مخز نی می کنند و دیگران را با حرفهایشان اغواء می کنند و تحت تاثیر قرار می دهند بکار می رود .

اینقد حرف زد تا یارو راضی شد

مخلشو تلیت کردم تا بامون بیاد و ...
واژه های مرتبط: تلیت کردن
نویسنده: badboy
۲۲ دی ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!