فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سیکیم خیاری

واژه روز در۶ بهمن ۱۳۹۲

 
۱۳۴
بالا
۲۸
پایین
الکی و بدون برنامه کاری را انجام دادن، کار درست و اصولی نکردن
- آقا پروژه ی این ترمو چیکار کنم؟
- بیخیال بابا، سیکیم خیاری یه چیزی به استاد بده، بره!
واژه های مرتبط: هردمبیل باری به هر جهت
نویسنده: سمیرا
۱۴ مهر ۱۳۹۰
سیکیم خیاری

 
۴۶
بالا
۸
پایین
نشانه بیخیالی محض است که در بین مردم عزیز ترک زبان بسیار رواج دارد
مثلا طرف میگه این سالاد رو چطوری تزیین کنم که یکی مثل من بهش میگه( سیکیم خیاری بیر شی باس گدسین)
واژه های مرتبط: بیخیال
نویسنده: mboyka
۱۱ خرداد ۱۳۹۲
سیکیم خیاری

 
۲۵
بالا
۵
پایین
به صورت غیر مهم
نمیشه همینجوری سرتو بندازی پاییم و سیکیم خیاری بیای تو که
واژه های مرتبط: شوخی غیر رسمی
نویسنده: علی رشیدی
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲
سیکیم خیاری
محل رواج: غالبا تهران

 
۲۱
بالا
۴
پایین
1. الکی و بدون برنامه بودن یک کاری یا یک رویداد
2. صرفا جهت تزئین بودن یک چیزی(بدون اینکه انتظار عملکردی از اون بره)
(قسمت اول عبارت کلمه رکیکیه و بهتره اصلا در هیج جمعی مخصوصا جمع هایی که بزرگتر یا خانوم هست به کار نره) در جمع دوستان هم کاربردش باعث میشه به چشم آدم سیکیم خیاری به آدم نگاه کنن :)
1. نمی تونی سرتو بندازی پایین و سیکیم خیاری بری اونجا
2. ولش کن اون قطعه اونجا سیکیم خیاریه وقتتو تلف نکن
3. زندگی سیکیم خیاری رو ول کن یه خورده برنامه ریزی داشته باش
واژه های مرتبط: سیکیم خیاری
نویسنده: آدای
۲۴ مرداد ۱۳۹۲
سیکیم خیاری

 
۲۴
بالا
۱۴
پایین
من خودم ترکم همتون غلط گفتین : سیکیم خیاری یعنی بخوری هم همینه نخوری هم همینه !!!! یعنی هرکاری کنی همینه !!!
سیک مانند خیار
واژه های مرتبط: سیک
نویسنده: یdfdf
۱ تیر ۱۳۹۲
سیکیم خیاری

 
۱۰
بالا
۹
پایین
از سر وا كردن
سیكیمی یه داداش خیار دی
واژه های مرتبط: سيه صوفت سيك اوزلي
نویسنده: پل راتلقون
۹ شهریور ۱۳۹۲
سیکیم خیاری

 
۱۱
بالا
۱۳
پایین
این واژه بیشتر برای اجبار بکار میره و مفهومش اینه که همینه که هست ، بخوای نخوای همینه، درواقع میخواد بگه چیز من خیار بخوای نخوای باید بخوریش
مانند دستورات احمدی نژاد عزیز که هیچ منطقی را نمی پذیرفت ، مثال مشابه اون همون قضیه میخ و دیواره که میگه در هر صورت باید این میخه بره داخل اون دیوار
واژه های مرتبط: میخ تو دیوار
نویسنده: آرتا
۳۱ شهریور ۱۳۹۲
سیکیم خیاری

 
۲۴
بالا
۳۶
پایین
یعنی چیزی را انداختن به کسی .بنداز بنداز-حالا هرچیزی میتونه باشه
اروادویوز سیکیم
واژه های مرتبط: .
۱۲ بهمن ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!