فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ملا کردن

 
۸
بالا
۴
پایین
ملا به مواردی اطلاق می شود که فردی با زیرکی و تیز بازی اقدام به پیچاندن چیزی از یک فرد دیگر کند.
گزارشگر ورزشی: بله و حالا فرهاد مجیدی توپ را ملا خور می کند و به بازی ادامه می دهد.
واژه های مرتبط: پیچاندن ملا خور محو کردن
نویسنده: سعیده
۶ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!