فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ذلیل مرده

 
۱۳
بالا
۵
پایین
نوعی فحش سبک برای خطاب کردن دیگران یا صحبت درباره آن ها. وقتی استفاده می شود که کاری ناصواب انجام شده و دیگر کار از کار گذشته.
مادر به بچه: ذلیل مرده تمام شیرینی ها رو خوردی؟ واسه مهمونا چیزی نمونده!
بچه به مادر: من به خدا فقط سه تا خوردم!
مادر به بچه: ذلیل بمیری پدر سوخته.
نویسنده: بتول
۶ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!