فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لو بودن

 
۱۵
بالا
۰
پایین
(شهرزیبا) با احتیاط عمل کردن، حواس جمع بودن، تابلو نبودن.
۱- کلان اومد، لو باش!
۲- تو محل لو باش جلو بچه ها لو نشیم!
واژه های مرتبط: غلاف گناف
نویسنده: Beleg
۴ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!