فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پَرش وا
محل رواج: مشهد

 
۸
بالا
۵
پایین
واژه ای مِشَدی به کسی که حوصله اش رو نداری و به بهانه ای از سر وا میشود میگویند
این واژه از عمل پر وا کردن برای کبوتر در اصطلاح شهر مِشَد کِفتر استفاده میشود تا پرواز کنند
گروهی به بیرون می روند
یَره پس ممد کو ؟
داداش جوات بود پَرش رو وا کردیم
واژه های مرتبط: چتر
نویسنده: بچه مِشَد
۴ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!