فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کوزت

واژه روز در۲۷ آبان ۱۳۹۰

 
۸۳
بالا
۱۰
پایین
ادم بی کَس و بی پناه که کار زیاد هم میکند بیشتر برای دخترها کاربرد دارد
تو باز اومدی اینجا کوزت شدی
نویسنده: کوزت
۴ مهر ۱۳۹۰
کوزت

 
۱۷
بالا
۶
پایین
به فردی اطلاق(!) میشه که هی بهش کار میگن تازه بعدش باهاش بد برخورد میکنن
به نماینده کلاس تو دبیرستان خیلی میاد
مامان: ساناز خونه رو جارو بکش
ساناز: چشم
مامان:ساناز هین کارو بکن ساناز ظرفا مونده سااانااازززززز...
ساناز:بابا جان آخه مگه من کوزتم اینهمه بهم کار میگی با این خشونت!!؟؟
واژه های مرتبط: کلفت کارگر بی مزد
نویسنده: سانازی
۲۳ دی ۱۳۹۰
کوزت
محل رواج: کلاس دیفرانسیل پیش دانشگاهی ،آقوی سلطانی

 
۵
بالا
۷
پایین
همه یاد شخصیت داستانی کوزت میفتن،تقریبا در همون معنیه
اما در واقع یعنی کسی که خیلی اسکله و همیشه در حال سوتی دادنه...
مثلا یه اسکل سر کلاس کنکور از معلم بپرسه:
آقا اجازه اینایی ک درس میدین تو کنکورم میاد؟
معلمم برمیگرده میگه :کـــــــــوزت!!! مریض که نیستم دارم درس میدم
لابد میاد که میگم
واژه های مرتبط: اسکل شافتک شمپلیف شمپلت پخه
نویسنده: بچه ی شهر
۲۴ آبان ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!