فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کون نَشور

 
۴۰
بالا
۱۱
پایین
تعریف واقع گرایانه از اروپایی ها و آمریکایی ها، بدون اشاره مستقیم به ملیت آنها. کسی که ازمنتشر کردن بوی گه احساس نارحتی نکند. محمدرضا شاه پهلوی با در ذهن داشتن این اصطلاح از "چشم آبی های پرمدعا" استفاده می کرد.
-این بی ام و جدیده عجب چیز خوفیه.
- آره ببین چی ساختن کون نشور ها.
واژه های مرتبط: چشم آبی های پر مدعا
نویسنده: دونقطه دی
۲۲ مهر ۱۳۹۰
کون نَشور

 
۱۵
بالا
۱۵
پایین
آدمی که تازه به دوران رسیده و ندید بدید میباشد و از طرفی بی دست پا نیز میباشد
ش: اصغر هم ماشین خریده؟
ب: ها دیدم کون نشور چی زود آدم رفته
واژه های مرتبط: ندید و بدید
نویسنده: رویا
۳ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!