فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خواهر و مادر

 
۱۰
بالا
۳
پایین
در زبان مِشَدی این واژه معنای بد ندارد و تنها به اتفاق نادر و ناگهانی که رخ میدهد در جواب شخص میگویند: ای خواهر ومادر! مترادف با ای بد شانسی، ای وای من
ماشین فنچِل رفت ؟
-: ای خواهر و مادر
واژه های مرتبط: مِشَد
نویسنده: سما
۳ مهر ۱۳۹۰
خواهر و مادر
محل رواج: خراسان

 
۶
بالا
۲
پایین
اصطلاحیست که برای ابراز شگفتی زائد الوصف بکار می رود
١. ااااااااااااااااااااااااااااه ه هیکل و دیدی خواهر و مادر عجب نره غولی بود؟؟؟
٢. خواهر و مادر این همه آدم اینجا چیکار می کنن؟
واژه های مرتبط: بروووو
نویسنده: پاپ
۷ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!