فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خالیبند

 
۱۴
بالا
۳
پایین
برگرفته شده از ماجرایی در دوران پهلوی اول که به دلیل کمبود مهمات بعضی پاسبان ها تفنگ بدون فشنگ به کمر می بستند و اصطلاح " خالی بستن" از آن دوران باب شد.
دروغ گفتن ، لاف زدن
ـ کوکام ، مو مسیر 1 ساعته اهواز ـ آبادان و 20 دقیقه ای میرُم !
_ خدا رو کولت...باز خالی بستی برامون ؟
واژه های مرتبط: هُفتی
نویسنده: نیما
۳ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!