فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شافتولک

 
۲۱
بالا
۵
پایین
جایگزینی برای نامیدن هر وسیله ای که نامش به یاد نیاید.
ـ اصغرررررررررررررر ، بابا این شافتولکو بده به من ببینم.
ـ کدوم ؟
ـ بابا همین که باش کاغذ سوراخ میکنن !
واژه های مرتبط: نیما
نویسنده: نیما
۳ مهر ۱۳۹۰
شافتولک

 
۱۲
بالا
۱
پایین
برگرفته از واژه انگلیسی "Thingamajig"; "Thingamabob"
آقا یه لحظه این شافتولکتو بده من کارم راه بیفته؛ دمت گرم عمو.
واژه های مرتبط: ماسماسک
نویسنده: hideous_stranger
۸ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!