فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پچول

 
۱۴
بالا
۶
پایین
پچول در یزدی به فردی اطلاق می شود که دارای ظاهری کثیف و یا شخصیتی نامرتب است.
یه دستی به سر و وضع این خونه بکش آخه! اینقدر پچل نباش!
واژه های مرتبط: کثافت
نویسنده: افشین
۵ مهر ۱۳۹۰
پچول

واژه روز در۴ مهر ۱۳۹۰

 
۳۳
بالا
۲۹
پایین
فرد ابله و خنگولی را گویند که فهم و شعورش در حد جلبک است و مدام سوتی می دهد.
بیچاره بمیرم براش که اینقدر پچوله... نمی فهمه واقعا داریم در مورد خواهرش حرف میزنیم؟؟؟
نویسنده: سعیده
۳ مهر ۱۳۹۰
پچول

 
۱۱
بالا
۷
پایین
پچول در میان کاشانی ها یعنی کسی که با شنیدن خبری نامنتظره اندوهگین شود.
وقتی بهش گفتم دختره شوهر کرد خیلی پچول شد.
واژه های مرتبط: سخت ناراحت
نویسنده: محمد
۴ مهر ۱۳۹۰
پچول

 
۳
بالا
۰
پایین
به لوازم و لباس و كلا هر چیز گل گلی - كه اخیرا خیلی مد شده - میگن
- می خوای ازین لباس پچولی ها بخرم واست؟!
واژه های مرتبط: جواد گل گلي
نویسنده: Sana_rs
۱۱ آبان ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!