فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خفن

 
۱۸
بالا
۲
پایین
یک چیز بسیار باحال
استثنایی
و در نوع خود بی نظیر
* عجب تیپ خفنی زدی! دل همرو میبری با این تیپت

+ کم پیدایی رفیق؟
- یه بازی جدیدی گرفتم خیلی خفن ِ! صب تا شب دارم بازی میکنم
واژه های مرتبط: خوف
نویسنده: علی ایرانی
۳ مهر ۱۳۹۰
خفن

 
۱
بالا
۱
پایین
چیزی یا کسی که کار بزرگ و همچنین خوبی را انجام میدهد
یک نفر کار بزرگ و بسیار خوبی انجام داده و دوستش به او میگوید:ایول بابا خیلی خفنی
واژه های مرتبط: بزرگ عالی فوق العاده جذاب
نویسنده: مائده
۱ دی ۱۳۹۳
خفن

 
۷
بالا
۸
پایین
مهیب، هر پدیده ای كه هیبتش باعث توقف بر روی آن شود.
Extra
"خفن تا" كنایه از حجم زیاد
واژه های مرتبط: خوف
نویسنده: آراز
۳ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!