فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سیرابی

 
۱۴
بالا
۰
پایین
در ادبیات جاهلی کاربرد دارد. در مورد آدم های بی حال و حال بهم زن استفاده می شود. در دعوا کنایه از جوجه بودن طرف مقابل دارد. در زبان جوانان امروزی نوعی شوخی با شخصیت دیگران است.
۱- چه طوری سیرابی؟
۲- سیرابی تا نزدم سیب زمینیت کنم برو بگو بزرگترت بیاد!!!
۳- گاز بده به اون لگنت سیرابی!!!!
نویسنده: 46
۱۱ آبان ۱۳۹۰
سیرابی

 
۹
بالا
۱
پایین
معمولا مسافرکش ها استفاد می کنن
شل و بیحال
مسافر : من همین جا پیاده میشم
بعد از ۲ دقیقه
مسافرکش : از بس لفتش دادی افسر جریمم کرد. سیرابی
واژه های مرتبط: لمس
نویسنده: داش صابر
۳ مهر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!