فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خَمپیسَک ، Khampisak

 
۷
بالا
۰
پایین
به معنی كپك میباشد و در اصطلاح وقتی كسی تحركی نداشته باشه میگن یه تكونی به خودت بده خمپیسك زدی.
1. نون نداری زن ؟ نه نونش كهنه شده خمپیسك زده.
2. تو امروزم نرفتی بیرون ؟ خمپیسك زدی تو خونه
واژه های مرتبط: كپك آدم بي قيد و بي حال
نویسنده: ساحل
۲۴ دی ۱۳۹۰
خَمپیسَک ، Khampisak

 
۱۴
بالا
۸
پایین
بیماری که نتیجه زیاد خوابیدن و تنبلی کردن است.
ـ ابو ، بیا برو حموم به جا خوابیدن بو سگ مرده گرفتی ، خو خمپیسک زدی انقد خوابیدی.
نویسنده: نیما
۳۰ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!