فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پاچه خاری

 
۱۹
بالا
۳
پایین
( = پاچه‌های كسی را خاراندن)
تملق و مجیز كسی را گفتن برای رسیدن به چیزی. زیر پوستی چاپلوسی كردن!
_ پسر نگاه كن! حَسن باز داره دور و براستاد می‌پلكه!!
_ آره! هی بهش میگم بدبخت! تو كه می‌دونم پاچه خاری تو خونته و تركت نمی‌شه، دست كم پاچه خاری كسی رو بكن كه یه نفعی برات داشته باشه نه این یاردانقلی رو!
نویسنده: مِهدي
۲۹ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!