فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

موش مرده

واژه روز در۲۴ شهریور ۱۳۹۰

 
۲۷
بالا
۳
پایین
موشی که مرده است. در کنایه به کسی اتلاق می شود که از روی غرض خود را به بدبختی میزند تا از سرزنش و گلایه ی دیگران در امان بماند.
خودتو به موش مردگی نزن. بیا کتک بخور و برو.
نویسنده: میتی
۲۳ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!