فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سگ خورد!

 
۶
بالا
۳
پایین
در پاسخ به کار می رود.زمانی که چیزی را به کسی می بخشی یا کاری را برای کسی انجام می دهی.
یعنی انگار کردم که سگ خورده.
_ خوشت اومده ازش؟سگ خورد! دو تومن بده بردار واسه خودت.

_ مرد باش! داری می ری بیرون، واسه منم یه مقدار کاغذ باطله بگیر.
_ سگ خورد ! می گیرم.
نویسنده: مِهدی
۲۳ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!