فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سگ خور

 
۲۶
بالا
۴
پایین
وقتی بابت پرداخت پول با هر چیز دیگری ناراضی باشید ...
اولی : پول رو میدی یا برم جنس رو به یکی دیگه بدم ؟
دومی : سگ خور .... بیا بگیر !!
نویسنده: GH
۲۲ شهریور ۱۳۹۰
سگ خور

 
۱۶
بالا
۷
پایین
غصب وسیله یا مالی از کس دیگر با چاشنی پررویی و شوخی.( بالا کشیدن اموال دیگران بدین شکل که چیزی را بگیری و پس ندهی)
_ آقا این کتاب ما رو میاری یا می خوای سگ خورش کنی؟!
نویسنده: مهدی
۲۳ شهریور ۱۳۹۰
سگ خور

 
۹
بالا
۵
پایین
بی اهمییت جلوه دادن چیزی.
انگار چیزی جلوی سگ بندازی و اون بخوره.کنایه از بی اهمیتی.
بیا این لباس هم سگ خورش کن.
واژه های مرتبط: حرومت
نویسنده: rasa387
۲ فروردین ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!