فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تاپاله

 
۱۶
بالا
۵
پایین
به معنای آشغال و چیز دورریختنی میباشد...
اصلا" ازش خوشم نمیاد ..خیلی تاپاله اس بابا !! فکر کرده کی شده ...
نویسنده: GH
۲۲ شهریور ۱۳۹۰
تاپاله

 
۷
بالا
۴
پایین
تاپاله به مدفوع گاو گفته می شه که در قدیم بصورت تکه هایی به اندازه یک پیشدستی خشک می کردند و برای سوزاندن در تنور استفاده می شده
تاپاله در تنور
واژه های مرتبط: پهن قالبی و خشک شده
نویسنده: ایراندخت
۱۱ آذر ۱۳۹۰
تاپاله

 
۵
بالا
۵
پایین
آدم چاق و فربه و در عین حال بی عرضه و کتک خور
کسی که خیلی شل و تنبل باشه
با اون هیکل تاپاله اش از اون بچه کتک خورد
واژه های مرتبط: خپل
نویسنده: داش رضا
۹ دی ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!