فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خالتور

واژه روز در۱۰ دی ۱۳۹۰

 
۲۰۶
بالا
۴۹
پایین
به معنی موسیقی دامبول دیمبولی و جوادی
این ساسی مانكن عجب خالتوریه!!
واژه های مرتبط: جواد دامبولي
نویسنده: Sahba
۱۱ آبان ۱۳۹۰
خالتور

 
۲۹
بالا
۵
پایین
"خالتور" (халтура) کلمه ای روسی است (با تلفظ خالتورا) که به زبان فارسی وارد شده، و دارای معانی بسیاری است. یکی از این معانی عمل سرسری و ناپخته است.
Небрежная, недобросовестная работа. обычно без знания дела
به معنی کارِ سرسری و بی دقت. معمولا بدون تخصص.
در معادل های انگلیسی آن از hackwork, potboiler, quickie یاد شده که در مفهوم مورد نظر ما "potboiler به معنی هنرمند یا كارهنری مبتذل" با کلمه "خالتور" در فارسی تطابق بیشتری دارد. در ایران نیز خالتور به هنرمند، و اغلب خواننده یا نوازنده آثار سطحی و مبتذل اطلاق می شود.
فلان خواننده عجب آهنگ ضایعی داده بیرون، این هم خالتور شد رفت.
فلانی آهنگ های خالتوری می زند/می خواند.
واژه های مرتبط: خالتوری
نویسنده: شاپورک
۳۱ مرداد ۱۳۹۲
خالتور

 
۴۴
بالا
۲۵
پایین
شخصی که از نظر شما پست و حقیر باشد !!
خالتور های خز برین کنار من دارم میام !!!

هر چی خالتوره دور و بره منه !! عجب زندگی شده !!
نویسنده: GH
۲۲ شهریور ۱۳۹۰
خالتور

 
۱۰
بالا
۳
پایین
یعنی خواننده در پیتی که فقط مجلس گرم کن هست و اصلا سواد و هنر موسیقیایی نداره.
به آهنگهای دمبلی و شیش و هشت که بدون معنی و فقط واسه تکون دادن هستن هم میگن آهنگ خالتور یا خالتوری
این آهنگای خالتوری چیه گوش میدی؟
بدم میاد از این مرتیکه خالتور، چرت و پرت میخونه
واژه های مرتبط: دمبلی
نویسنده: پیشا
۱ شهریور ۱۳۹۳
خالتور

 
۲۲
بالا
۱۹
پایین
خالتور به نوازندگی قطعات موسیقی پاپ توسط یک نوازنده موسیقی‌ کلاسیک گفته میشود
طرف خالتور کار میکنه یا خالتور می‌زنه یعنی‌ اینکه طرف در عین حالی‌ که نوازنده موسیقی کلاسیک هست ولی‌ قطعات بی‌ ارزش به لحاظ موسیقیایی می‌نوازد
واژه های مرتبط: موسیقی
نویسنده: مهران
۲۴ دی ۱۳۹۰
خالتور

 
۴
بالا
۱
پایین
انسان چرت و بی ارزش
بعد از بحثه چندتا پسر پشت سرشون میگم:یه مشت خالتور ...!
واژه های مرتبط: چرت مزخرف خالطور بی ارزش
نویسنده: میلاد هسدم
۲۲ تیر ۱۳۹۴
خالتور

 
۸
بالا
۹
پایین
کلمه ی خالتور بر گرفته شده از کلمه ی خال است که خال به معنیه مجالس خز از جمله عروسی و جشنها میباشد که نوازندگان و خوانندگان فرو مایع در انها شرکت میکنند . بطور کلی هنرمندی که در مجالس خال شرکت کند خالتور گویند.
کلمه خالتور جهت تحقیر هنر مندان در زمینه موسیقی بیشتر کاربرد دارد.
مثال:تو عروسی دختر خالم دوتا خالتور اورده بودیم که مجلسو گرم کنن.
پسر این ساسی رو دیدی خیلی خالتوره تو عروسی عمه منم اومده بود میخوند.
واژه های مرتبط: خال " عروسی"
نویسنده: khashi
۴ آبان ۱۳۹۲
خالتور

 
۳
بالا
۵
پایین
خالتور یهعنی این آدمای خزی که آهنگ 6و8 میدن البته همه خوانندگان 6و8 خالتور نیستند
مثل ساسی مانکن یا قبلا یه تتلو
واژه های مرتبط: خز
نویسنده: haj ali
۲۳ اسفند ۱۳۹۳
خالتور

 
۱۰
بالا
۱۶
پایین
خالتور یعنی ریز نقش .
کسانی که در مجالس نوازندگی می کنند به آنها خالتور می گویند.
واژه های مرتبط: خ
نویسنده: م
۲۷ تیر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!