فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جوق

 
۱۲
بالا
۳
پایین
1 : سیری ناپذیری ، ( شکل تغییر یافته " جوع" عربی به معنای گرسنگی)
2 : جوی آب ، جوب
1 : خدا رو کولت جوق داری ؟ اندازه 3 نفر خوردی بازم گشنته ؟
2 : _ په ایوب چرا بو گند میدی ؟
_ بابا داشتیم راه میرفتیم تو خیابون ، حواسمون نبود پامون تا زیر گردن رفت تو جوق.
نویسنده: نیما
۲۰ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!