فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خوف

واژه روز در۲۵ شهریور ۱۳۹۰

 
۷۷
بالا
۱۱
پایین
امری به صورت وحشتناک خفن اتفاق بیافتد.
کسی یا چیزی که به صورت عجیب خفن باشد.
گل مسی خیلی خوف بود!
پراید اصغر خیلی خوفه!
عجب داف خوفیه! (توجه کنید داف خودش خوف است پس داف خوف تاکید بر خوفیت بیش از حد ایشان بوده)
واژه های مرتبط: خفن
نویسنده: حمید آقا
۱۸ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!