فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تُخس

واژه روز در۲۷ شهریور ۱۳۹۰

 
۶۱
بالا
۹
پایین
كسی كه در انجام كاری از افراد باتجربه تر حرف شنوی ندارد.
اولی : هرچی بهش میگم این كارو نكن گوش نمیده
دومی :بیخیال بابا كلا بچه ی تخسیه
واژه های مرتبط: بچه پررو
نویسنده: JoJo
۱۸ شهریور ۱۳۹۰
تُخس

 
۹
بالا
۹
پایین
در مشهد به ادم زرنگ و زِبل از نوع با مزه میگویند
یَره عجب بِچه تُخسی هست نگاه چجور از دیوار مِره بالا
واژه های مرتبط: زِبل
نویسنده: سما
۳ مهر ۱۳۹۰
تُخس

 
۱۰
بالا
۱۶
پایین
کسی که اخلاق خاصی دارد
اولی : این پسره رو میشناسی ؟
دومی : آره بابا ... خیلی تُخسه ...
نویسنده: GH
۱۷ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!