فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خجسته

واژه روز در۷ شهریور ۱۳۹۳

 
۳۸
بالا
۸
پایین
1. روان پاك
2. اسكل
3. الكی خوش
_ این كار فقط از یه آدم خجسته بر میومد كه الحمدلله تو نذاشتیش واسه كس دیگه!
_ خیلی خجسته‌ای والله! تو این گرما سگ می‌ره پل اهواز رو ببینه كه تو رفتی؟!
_ عجب دل خجسته‌ای داری تو بابا!
واژه های مرتبط: خوشحال شاسمیخ
نویسنده: مِهدي
۱۱ شهریور ۱۳۹۰
خجسته

 
۱۰
بالا
۴
پایین
این واژه در مورد افرادی به کار میرود که کلاً شادن و اصلاحاً روانشون شاده و یکم از مرحله پرتن
علی: حسن این یارو پسر رو دیدی هر بلایی سرش انگار نه انگار فقط میخنده
حسن: بابا ولش کن اونو، اون کلاً خجستست
واژه های مرتبط: شاد آباد/ فرخنده
نویسنده: عباس آقا
۳ مهر ۱۳۹۰
خجسته

 
۱
بالا
۰
پایین
بی خیال,خوش خیال
.
واژه های مرتبط: .
نویسنده: فاطمه یونسی
۱۶ شهریور ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!