فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

قاق

 
۱۲
بالا
۶
پایین
فردی كه ادراكش از مسایل مورد بحث در جمع‌های انسانی در حد تك سلولی‌ها می‌باشد.
كسی كه خیلی از مرحله پرت است
= آدم شوت
_ خیلی قاقی بابا! من دارم از زندون اوین حرف می‌زنم، تو نتیجه‌ی فوتبال رو ازم می پرسی؟
نویسنده: مِهدي
۱۱ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!