فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سوسه آمدن

 
۶
بالا
۳
پایین
به گونه ای رفتار کردن که همه چیز خوب به نظر بیاید ولی واقعیت چیزی دگر است به دیگر سخن طرف مالی نیست و فقط مشتی نمایش دروغین رو میکند
۱- هرچقدر مراعات این اصغر را میکنی و به رویش نمی آوری آدم نمیشود و باز سوسه می آید
نویسنده: ساندیس خور
۱۰ شهریور ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!