فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

موس موس كردن

 
۲۱
بالا
۱
پایین
در مورد انسان:
پی‌گیری یك خواسته به زشت ترین و مشمئز كننده ترین شكل آن
مصرانه و مسلسل وار تملق كسی را گفتن برای اجابت خواسته‌ای
{رفتاری است از سگ كه هنگام درخواست غذا، پشت سر كسی افتاده و كفش‌های وی را بو می‌كند}
اونقدر در ..ون رییس موس موس كرد تا با وامش موافقت كرد.
واسه نیم نمره میره موس موس استاد رو می‌كنه.
نویسنده: مِهدي
۸ شهریور ۱۳۹۰
موس موس كردن
محل رواج: شمال ایران

 
۴
بالا
۳
پایین
به معنی لفت دادن و به تعویق انداختن می باشد.
اینقدر موس موس نکن: اینقد معطل نکن
واژه های مرتبط: لفت دادن
نویسنده: omidm13
۱۰ آذر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!